اگر مدتی درباره زانو درد تحقیق کرده باشید، احتمالاً متوجه شدهاید که پیدا کردن اطلاعات درباره رزوسیدال تراپی از پیدا کردن نظر و توصیه سختتر است.
هر کسی یک چیزی میگوید.
یکی معتقد است رزوسیدال فقط یک زانوبند معمولی است.
یکی میگوید اگر واقعاً مؤثر بود همه پزشکان آن را تجویز میکردند.
یکی میگوید هر کسی از آن استفاده کند نتیجه میگیرد.
و فرد دیگری معتقد است اگر بعد از چند روز تغییری احساس نشود یعنی کاملاً بیفایده است.
جالب است بدانید بخش زیادی از این حرفها نه بر اساس تجربه واقعی هستند و نه بر اساس نحوه عملکرد رزوسیدال تراپی. بلکه بیشتر شبیه باورهایی هستند که به مرور زمان بین افراد مختلف دست به دست شدهاند و کمکم شبیه یک حقیقت پذیرفته شده به نظر میرسند.
مشکل اینجاست که بعضی از این باورها فقط باعث ایجاد سردرگمی نمیشوند؛ بلکه ممکن است باعث شوند فرد یک تصمیم اشتباه بگیرد. بعضی افراد به خاطر همین باورهای اشتباه رزوسیدال را زودتر از موعد کنار میگذارند. بعضیها هیچوقت آن را امتحان نمیکنند و برخی دیگر انتظاراتی از آن دارند که اساساً قرار نیست برآورده شود.
به همین دلیل تصمیم گرفتیم به جای صحبت درباره تبلیغات، مشخصات فنی یا تعریف و تمجید از محصول، سراغ رایجترین باورهای اشتباهی برویم که درباره رزوسیدال تراپی وجود دارند و هنوز هم در بخش نظرات کاربران، شبکههای اجتماعی و گفتگوهای روزمره دیده میشوند.
بخوانید درباره : نظرات درباره رزوسیدال
«رزوسیدال تراپی فقط یک زانوبند معمولی با چند تبلیغ اضافه است»
این احتمالاً رایجترین باوری است که در میان افرادی که هنوز رزوسیدال را از نزدیک ندیدهاند وجود دارد.
دلیل شکل گرفتن این باور هم کاملاً قابل درک است.
اکثر مردم وقتی اسم زانوبند را میشنوند، همان زانوبندهای کشی یا طبی معمولی را تصور میکنند که سالها در داروخانهها و فروشگاههای تجهیزات پزشکی فروخته شدهاند. محصولاتی که وظیفه اصلی آنها ثابت نگه داشتن مفصل، ایجاد فشار موضعی یا حمایت مکانیکی از زانو است.
به همین دلیل وقتی برای اولین بار رزوسیدال را میبینند، ناخودآگاه آن را در همان دسته قرار میدهند.
اما واقعیت این است که فلسفه طراحی رزوسیدال با یک زانوبند حمایتی معمولی تفاوت دارد.
در زانوبندهای سنتی تمرکز اصلی روی حمایت از مفصل است. اما در رزوسیدال تراپی موضوع فقط حمایت فیزیکی از زانو نیست. این سیستم بر پایه ترکیب سه فناوری مختلف یعنی اولتراسوند درمانی، مادون قرمز درمانی و شاک ویو طراحی شده است؛ فناوریهایی که سالهاست در تجهیزات فیزیوتراپی و بازتوانی مورد استفاده قرار میگیرند.
در واقع اشتباه اصلی اینجاست که بعضی افراد رزوسیدال را صرفاً از روی ظاهر آن قضاوت میکنند.
این دقیقاً شبیه این است که یک گوشی هوشمند را فقط به چشم یک تلفن معمولی نگاه کنیم چون هر دو ظاهراً برای تماس گرفتن استفاده میشوند.
به همین دلیل اولین و شاید بزرگترین سوءتفاهم درباره رزوسیدال تراپی این است که برخی افراد آن را با یک زانوبند کشی ساده اشتباه میگیرند؛ در حالی که هدف طراحی و نحوه عملکرد این دو گروه کاملاً متفاوت است.
بیشتر برای مطالعه : عوارض رزوسیدال
«رزوسیدال تراپی فقط گرما درمانی است»
یکی دیگر از باورهای رایجی که در میان کاربران دیده میشود این است که بعضی افراد تصور میکنند رزوسیدال در واقع چیزی شبیه یک پد گرمکن یا کمپرس حرارتی پیشرفته است.
دلیل شکل گرفتن این باور هم مشخص است.
کاربر هنگام استفاده معمولاً گرمای ملایمی را احساس میکند و همین باعث میشود تصور کند تمام عملکرد دستگاه به همین گرما محدود میشود.
اما واقعیت این است که گرما فقط یکی از بخشهای ماجراست.
اگر رزوسیدال فقط برای ایجاد گرما طراحی شده بود، نیازی به استفاده از فناوریهای دیگر وجود نداشت. در این صورت یک پد حرارتی ساده هم میتوانست همان کار را انجام دهد.
اما رزوسیدال علاوه بر مادون قرمز، از اولتراسوند درمانی و شاک ویو نیز استفاده میکند. بخش بزرگی از عملکرد این فناوریها اصلاً قابل مشاهده نیست و کاربر آنها را به شکل مستقیم احساس نمیکند.
به بیان ساده، اینکه شما گرما را احساس میکنید به این معنی نیست که تمام فرآیندهای در حال انجام فقط به گرما محدود هستند.
اتفاقاً یکی از دلایلی که برخی کاربران در ابتدای استفاده دچار برداشت اشتباه میشوند همین موضوع است. آنها چیزی را که حس میکنند معیار قضاوت قرار میدهند و بخشهایی را که قابل لمس نیستند نادیده میگیرند.
در نتیجه بعد از مدتی به این جمعبندی اشتباه میرسند که رزوسیدال فقط یک وسیله گرمکننده است؛ در حالی که ساختار آن بر پایه ترکیب چند فناوری مختلف طراحی شده است و گرما تنها یکی از اجزای این مجموعه محسوب میشود.
«اگر رزوسیدال مؤثر باشد باید در چند روز اول معجزه کند»
این باور شاید خطرناکترین سوءبرداشت درباره رزوسیدال تراپی باشد.
بعضی افراد محصول را تهیه میکنند و از همان روز اول منتظر یک تغییر چشمگیر هستند. آنها تصور میکنند اگر رزوسیدال واقعاً مؤثر باشد، باید طی چند روز تمام دردها را از بین ببرد یا شرایط زانو را به شکل محسوسی تغییر دهد.
اما این انتظار از کجا آمده است؟
احتمالاً از سالها تبلیغات اغراقآمیز در حوزه سلامت.
بسیاری از مردم به شنیدن جملاتی مثل «درمان فوری»، «نتیجه در چند روز» یا «معجزه برای زانو درد» عادت کردهاند.
مشکل اینجاست که بدن انسان بر اساس تبلیغات عمل نمیکند.
فردی که چند سال با آرتروز زندگی کرده، فردی که ماهها درگیر التهاب مزمن بوده یا شخصی که مدت طولانی با مشکلات مفصلی دست و پنجه نرم کرده است، نمیتواند انتظار داشته باشد همه چیز ظرف چند روز تغییر کند.
اتفاقاً وقتی تجربه کاربران راضی را مطالعه میکنیم، متوجه یک نقطه مشترک میشویم.
بیشتر آنها از واژههایی مثل:
«تدریجی»
«کمکم»
«بعد از مدتی»
«به مرور»
استفاده میکنند.
این موضوع نشان میدهد که بسیاری از افرادی که تجربه بهتری داشتهاند، از ابتدا با یک نگاه واقعبینانه وارد فرآیند استفاده شدهاند.
به همین دلیل یکی از بزرگترین فیکرومرهای موجود درباره رزوسیدال تراپی این است که بعضی افراد تصور میکنند اگر در چند روز اول اتفاق بزرگی رخ نداد، پس محصول کاملاً بیفایده است.
در حالی که واقعیت معمولاً بسیار پیچیدهتر از این قضاوت عجولانه است.
«هر کسی از رزوسیدال استفاده کند نتیجه یکسان میگیرد»
یکی از عجیبترین تصورات درباره رزوسیدال تراپی این است که بعضی افراد فکر میکنند همه کاربران باید دقیقاً تجربه مشابهی داشته باشند.
این باور معمولاً زمانی شکل میگیرد که فرد چند نظر مثبت یا چند نظر منفی را میخواند و تصور میکند نتیجه استفاده برای همه یکسان خواهد بود.
اما اگر کمی منطقی به موضوع نگاه کنیم، متوجه میشویم چنین چیزی تقریباً غیرممکن است.
فرض کنید دو نفر همزمان از رزوسیدال استفاده میکنند.
نفر اول یک خانم ۵۵ ساله است که آرتروز خفیف زانو دارد و تازه چند ماه است که علائمش شروع شدهاند.
نفر دوم یک آقای ۷۵ ساله است که بیش از ده سال با آرتروز شدید زندگی کرده، اضافه وزن دارد و دامنه حرکتی زانویش نیز محدود شده است.
آیا واقعاً میتوان انتظار داشت این دو نفر تجربه کاملاً یکسانی داشته باشند؟
طبیعتاً خیر.
همین موضوع درباره مینیسک، رباط، التهاب مفصل، وزن بدن، سن، میزان فعالیت روزانه و حتی سبک زندگی نیز صدق میکند.
به همین دلیل یکی از بزرگترین اشتباهاتی که در بخش نظرات کاربران دیده میشود این است که بعضی افراد تجربه یک کاربر دیگر را مستقیماً به خودشان تعمیم میدهند.
برای مثال فردی مینویسد:
«برای من خوب بود.»
و کاربر دیگری تصور میکند باید دقیقاً همان نتیجه را تجربه کند.
یا برعکس.
فردی مینویسد:
«برای من تغییر زیادی ایجاد نکرد.»
و بعضی افراد بلافاصله نتیجه میگیرند که پس برای هیچکس مؤثر نیست.
در حالی که واقعیت این است که شرایط اولیه افراد با یکدیگر تفاوت زیادی دارد.
حتی در فیزیوتراپی، دارودرمانی، تزریق یا جراحی نیز نتایج برای همه افراد یکسان نیست.
بنابراین اگر بخواهیم یکی از بزرگترین سوءبرداشتهای رایج درباره رزوسیدال تراپی را نام ببریم، همین انتظار نتیجه یکسان برای همه کاربران است.
«رزوسیدال تراپی میتواند غضروف از بین رفته را برگرداند»
این باور معمولاً از دو مسیر شکل میگیرد.
یا افراد در اینترنت با ادعاهای اغراقآمیز روبهرو شدهاند.
یا از صحبتهای دیگران برداشت اشتباه کردهاند.
بعضی افراد تصور میکنند رزوسیدال قرار است غضروفی را که طی سالها از بین رفته، دوباره بازسازی کند و زانو را به شرایط دوران جوانی بازگرداند.
اما واقعیت این است که رزوسیدال تراپی چنین ادعایی ندارد.
اتفاقاً یکی از دلایلی که بعضی کاربران دچار ناامیدی میشوند همین انتظارات غیرواقعی است.
باید به یک نکته مهم توجه کرد.
بین «کمک به فرآیندهای ترمیمی بدن» و «بازگرداندن کامل ساختارهای از دست رفته» تفاوت بزرگی وجود دارد.
رزوسیدال برای کمک به کاهش التهاب، بهبود گردش خون موضعی و حمایت از فرآیندهای طبیعی بدن طراحی شده است.
اما این موضوع با ساختن یک غضروف کاملاً جدید تفاوت دارد.
برای درک بهتر موضوع، تصور کنید فردی سالهاست دچار آرتروز پیشرفته شده است.
آیا منطقی است که انتظار داشته باشد یک محصول غیرتهاجمی تمام تغییراتی را که طی ده یا پانزده سال در مفصل ایجاد شده، به طور کامل معکوس کند؟
احتمالاً خیر.
جالب است که بسیاری از کاربران راضی رزوسیدال اصلاً به دنبال چنین چیزی نبودهاند.
آنها معمولاً درباره مواردی مانند:
- کاهش درد
- راحتتر شدن حرکت
- کمتر شدن خشکی مفصل
- بهبود فعالیتهای روزمره
صحبت میکنند.
نه درباره معجزه یا بازگشت کامل مفصل به شرایط اولیه.
به همین دلیل یکی از مهمترین باورهای اشتباه درباره رزوسیدال تراپی این است که بعضی افراد آن را با یک فناوری بازسازی کامل غضروف اشتباه میگیرند.
«اگر MRI یا عکس زانو بد باشد، رزوسیدال هیچ کمکی نمیکند»
این باور هم در میان کاربران بسیار رایج است.
بعضی افراد بعد از دیدن گزارش MRI یا عکسبرداری زانو دچار ترس میشوند.
اصطلاحاتی مثل:
- آرتروز
- پارگی مینیسک
- ساییدگی مفصل
- تخریب غضروف
- التهاب مفصلی
برای بسیاری از بیماران ترسناک هستند.
به همین دلیل بعضی افراد بعد از مشاهده نتایج تصویربرداری به این نتیجه میرسند که دیگر هیچ روش غیرتهاجمی نمیتواند برای آنها مفید باشد.
اما این نتیجهگیری همیشه درست نیست.
نکته مهم اینجاست که شدت یافتههای MRI لزوماً با شدت علائم فرد برابر نیست.
حتی در بسیاری از مطالعات پزشکی دیده شده که بعضی افراد با وجود تغییرات قابل توجه در MRI، درد نسبتاً کمی دارند و برخی دیگر با یافتههای خفیفتر، درد بیشتری را تجربه میکنند.
دلیلش این است که درد فقط به تصویر MRI محدود نمیشود.
عوامل متعددی در آن نقش دارند.
از جمله:
- التهاب
- وضعیت عضلات اطراف زانو
- شرایط مفصل
- دامنه حرکتی
- فعالیت روزانه
- سن و سبک زندگی
به همین دلیل بسیاری از پزشکان فقط بر اساس یک MRI درباره وضعیت عملکردی بیمار قضاوت نمیکنند.
همین موضوع درباره رزوسیدال تراپی نیز صادق است.
بعضی افراد به محض دیدن گزارش MRI تصور میکنند دیگر هیچ راهکار غیرجراحی ارزش بررسی ندارد.
در حالی که بسیاری از کاربران دقیقاً پس از مشاهده همین گزارشها، به دنبال روشهایی برای مدیریت بهتر علائم خود رفتهاند.
بنابراین یکی از فیکرومرهای رایج درباره رزوسیدال این است که بعضی افراد تصور میکنند هرچه MRI بدتر باشد، استفاده از روشهای غیرتهاجمی بیمعنیتر میشود.
در حالی که موضوع به این سادگی نیست و شرایط هر فرد باید به صورت جداگانه بررسی شود.
«اگر رزوسیدال داشته باشم دیگر نیازی به فیزیوتراپی یا هیچ کار دیگری ندارم»
این یکی از آن باورهایی است که معمولاً از سمت طرفداران افراطی هر روش درمانی شکل میگیرد.
جالب است که این اشتباه فقط درباره رزوسیدال نیست. تقریباً درباره هر روش درمانی دیگری هم دیده میشود.
بعضی افراد بعد از شروع یک روش جدید، ناخودآگاه تصور میکنند دیگر نیازی به هیچ اقدام دیگری ندارند.
در مورد رزوسیدال هم گاهی همین اتفاق رخ میدهد.
فرد محصول را تهیه میکند و کمکم به این نتیجه میرسد که دیگر نیازی به توجه به وزن، وضعیت عضلات، توصیههای پزشک یا سایر اقدامات کمکی ندارد.
اما واقعیت این است که مشکلات زانو معمولاً تکعاملی نیستند.
برای مثال فردی که آرتروز دارد ممکن است همزمان:
- اضافه وزن داشته باشد.
- عضلات چهارسر ضعیفی داشته باشد.
- ساعات طولانی بنشیند.
- فعالیت بدنی نامناسب داشته باشد.
در چنین شرایطی منطقی نیست که انتظار داشته باشیم فقط یک عامل بتواند تمام ابعاد ماجرا را پوشش دهد.
اتفاقاً وقتی تجربه کاربران راضی را بررسی میکنیم، متوجه میشویم بسیاری از آنها رزوسیدال را بخشی از برنامه مراقبت از زانوی خود میدانند، نه تمام آن برنامه.
به همین دلیل یکی از بزرگترین برداشتهای اشتباه درباره رزوسیدال تراپی این است که بعضی افراد تصور میکنند این روش قرار است جای همه چیز را بگیرد.
در حالی که در بسیاری از موارد، موفقترین کاربران کسانی هستند که به زانوی خود از چند زاویه مختلف توجه کردهاند.
«اگر سنم بالا باشد دیگر رزوسیدال تراپی فایدهای ندارد»
این باور بهخصوص در میان سالمندان بسیار دیده میشود.
بعضی افراد به محض عبور از ۶۰ یا ۷۰ سالگی، به این نتیجه میرسند که دیگر برای زانوی آنها کاری نمیتوان انجام داد.
جملاتی مانند:
«دیگه سنم گذشته.»
«این دردها مال پیریه.»
«در این سن طبیعی است.»
بارها در میان کاربران دیده میشود.
اما نکته جالب اینجاست که بخش بزرگی از استفادهکنندگان رزوسیدال دقیقاً در همین گروههای سنی قرار دارند.
دلیلش هم واضح است.
بسیاری از مشکلات زانو با افزایش سن شیوع بیشتری پیدا میکنند.
به همین دلیل بخش مهمی از افرادی که درباره رزوسیدال تحقیق میکنند، سالمندان یا افراد میانسال هستند.
البته باید یک نکته مهم را در نظر گرفت.
بالا رفتن سن میتواند روی سرعت فرآیندهای ترمیمی بدن تأثیر بگذارد.
اما این موضوع با بیفایده بودن هرگونه اقدام کمکی تفاوت دارد.
در واقع بسیاری از سالمندان به دنبال بازگشت به دوران بیست سالگی نیستند.
هدف آنها معمولاً بسیار سادهتر است:
- راحتتر راه رفتن
- کمتر شدن خشکی زانو
- انجام بهتر فعالیتهای روزمره
- حفظ استقلال فردی
به همین دلیل یکی از اشتباهترین باورهای رایج این است که بعضی افراد صرفاً به دلیل سن خود، تمام گزینههای موجود را کنار میگذارند.
«وقتی درد کم شد یعنی مشکل زانو کاملاً حل شده است»
این باور فقط درباره رزوسیدال نیست و تقریباً در تمام مشکلات اسکلتی عضلانی دیده میشود.
بسیاری از افراد وقتی درد کمتر میشود، تصور میکنند ماجرا کاملاً تمام شده است.
در نتیجه:
- استفاده از محصول را متوقف میکنند.
- توصیههای پزشک را کنار میگذارند.
- دوباره فشارهای قبلی را به زانو وارد میکنند.
- مراقبتهای روزمره را فراموش میکنند.
اما واقعیت این است که کاهش درد و برطرف شدن کامل مشکل همیشه یک معنی ندارند.
برای مثال ممکن است فردی بهبود قابل توجهی در علائم خود تجربه کند اما همچنان لازم باشد از زانوی خود مراقبت کند.
اتفاقاً یکی از نکاتی که در میان کاربران باتجربه رزوسیدال دیده میشود این است که بسیاری از آنها یاد گرفتهاند بین “بهتر شدن” و “حل شدن کامل” تفاوت قائل شوند.
به همین دلیل یکی از اشتباهات رایج در میان برخی کاربران جدید این است که به محض مشاهده اولین نشانههای بهبود، تصور میکنند دیگر نیازی به ادامه برنامه مراقبتی خود ندارند.
در حالی که بسیاری از مشکلات زانو ماهیت مزمن دارند و نیازمند مدیریت بلندمدت هستند.
«باید صبر کنم زانو کاملاً خراب شود، بعد دنبال راهکار باشم»
اگر بخواهیم یک باور خطرناک را انتخاب کنیم، احتمالاً همین مورد یکی از جدیترین گزینهها خواهد بود.
بعضی افراد سالها با درد زانو زندگی میکنند اما دائماً به خودشان میگویند:
«هنوز خیلی بد نشده.»
«فعلاً قابل تحمله.»
«بعداً بهش رسیدگی میکنم.»
«وقتی شدیدتر شد فکری براش میکنم.»
مشکل این طرز فکر این است که معمولاً هیچ نقطه مشخصی برای شروع اقدام وجود ندارد.
فرد همیشه تصور میکند هنوز زود است.
تا زمانی که یک روز متوجه میشود بخشی از فعالیتهای عادی زندگیاش تحت تأثیر قرار گرفته است.
برای بعضی افراد این نقطه زمانی است که بالا رفتن از پله سخت میشود.
برای بعضی دیگر زمانی است که پیادهروی محدود میشود.
برای برخی نیز زمانی است که درد شبانه شروع میشود.
جالب است که در میان نظرات کاربران رزوسیدال، افراد زیادی وجود دارند که بعدها گفتهاند ای کاش زودتر درباره زانوی خود اقدام میکردند.
نه لزوماً درباره خرید رزوسیدال.
بلکه درباره اصل رسیدگی به مشکل زانو.
زیرا هرچه مشکلات زانو مزمنتر و طولانیتر شوند، معمولاً مدیریت آنها نیز پیچیدهتر میشود.
به همین دلیل شاید آخرین و مهمترین باور اشتباه درباره رزوسیدال تراپی و حتی زانو درد این باشد که بعضی افراد تصور میکنند هنوز برای رسیدگی به مشکلشان زود است؛ در حالی که بسیاری از کاربران باتجربه دقیقاً برعکس این موضوع را باور دارند.
کدام یک از این باورها را شما هم قبول داشتید؟
اگر تا اینجای مقاله را خوانده باشید، احتمالاً متوجه شدهاید که بخش زیادی از حرفهایی که درباره رزوسیدال تراپی، فیزیوتراپی و حتی زانو درد بین مردم رد و بدل میشود، همیشه بر پایه اطلاعات دقیق نیست.
جالب است که بسیاری از این باورها آنقدر تکرار شدهاند که کمکم شبیه واقعیت به نظر میرسند.
برای مثال:
- بعضی افراد فکر میکنند رزوسیدال فقط یک زانوبند معمولی است.
- بعضی تصور میکنند فقط یک وسیله گرمایشی است.
- بعضی انتظار دارند ظرف چند روز معجزه اتفاق بیفتد.
- بعضی باور دارند اگر MRI بد باشد دیگر هیچ راهکار غیرجراحی فایدهای ندارد.
- بعضیها فکر میکنند سن بالا یعنی پایان راه.
- بعضیها تصور میکنند باید آنقدر صبر کنند تا زانو کاملاً خراب شود و بعد به فکر درمان بیفتند.
اما وقتی تجربه واقعی کاربران را کنار هم قرار میدهیم، میبینیم بسیاری از افرادی که امروز درباره رزوسیدال نظر میدهند، زمانی دقیقاً همین باورها را داشتهاند.
اتفاقاً یکی از جالبترین بخشهای مطالعه نظرات کاربران همین است.
خیلی از افراد بعد از مدتی متوجه میشوند چیزی که آنها را از تصمیمگیری دور نگه داشته، نه شرایط زانویشان بوده و نه حتی خود محصول؛ بلکه یک باور اشتباه بوده که ماهها یا سالها در ذهنشان شکل گرفته است.
برای مثال بعضی افراد ماهها خرید را عقب انداختهاند چون فکر میکردند قیمت محصول پایین میآید.
بعضی دیگر مدت زیادی منتظر جراحی ماندهاند در حالی که جراحی هیچوقت در کوتاهمدت انجام نشده است.
گروهی تصور میکردند رزوسیدال برای مشکل آنها مناسب نیست و بعداً متوجه شدند افراد زیادی با شرایط مشابه آنها از این روش استفاده کردهاند.
و برخی نیز آنقدر درگیر تحقیق و مقایسه شده بودند که عملاً ماهها هیچ تصمیمی نگرفته بودند.
شاید مهمترین نکتهای که از تمام این تجربهها میتوان یاد گرفت این باشد که زانو درد فقط یک مسئله فیزیکی نیست.
بخش مهمی از آن به تصمیمهایی برمیگردد که در طول مسیر گرفته میشوند.
تصمیم برای صبر کردن.
تصمیم برای اقدام کردن.
تصمیم برای امتحان کردن یک راهکار جدید.
یا تصمیم برای ادامه دادن مسیر فعلی.
به همین دلیل قبل از هر تصمیمی، شاید بد نباشد از خودتان بپرسید:
آیا چیزی که امروز درباره زانوی خودم باور دارم واقعاً یک واقعیت است؟
یا فقط یک حرف قدیمی است که بارها شنیدهام؟
حالا نوبت شماست
در میان تمام باورهایی که در این مقاله خواندید، کدام مورد را شما هم قبلاً قبول داشتید؟
آیا فکر میکردید رزوسیدال فقط یک زانوبند معمولی است؟
آیا تصور میکردید اگر چند روز اول نتیجهای نبینید، یعنی کاملاً بیفایده است؟
آیا منتظر بودید قیمت پایینتر بیاید؟
یا شاید هنوز هم درباره یکی از این موارد مطمئن نیستید؟
تجربه خودتان را در بخش نظرات بنویسید.
خیلی از افرادی که امروز در حال تحقیق درباره رزوسیدال تراپی هستند، دقیقاً در همان مرحلهای قرار دارند که شاید شما چند ماه یا چند سال قبل در آن بودهاید. تجربه شما ممکن است به آنها کمک کند تصمیم آگاهانهتر و واقعبینانهتری بگیرند.


